أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
234
قانون ( فارسى )
4 - دچار شدن ماده به حالت كشيدگى به علت بادى بودن مزاج ماده 5 - سوزش به علت مزه تند و تيز ماده 6 - رقيق بودن ماده ، بطورى كه گويى خودبخود در حال جريان است و به آسانى بيرون مىآيد . گاهى فراخى مجرا نيز در بيرون ريختن آن كمك مىكند ، همچنانكه در روان شدن آب پشت اين حالت روى مىدهد . 7 - كشيده شدن ماده در طول 8 - تقطيع يافتن ماده در عرض ( پهنا ) 9 - باز شدن دهانههاى مجارى ، مانند خونريزى بينى . باز شدن و گشادگى دهانه از عوارض داخلى يا خارجى پيش مىآيد . هرگاه مادهاى كه بايد در بدن ماندگار باشد و ليكن تخليه مىشود ، ممكن است بيماريهاى زير را در پى داشته باشد . اگر ماده تخليهشده ( مادهى ) سردمزاجى مانند بلغم باشد ، حرارت مزاج روى مىدهد . اگر اين ماده از گرمىبخشهائى باشد كه گرماى غريزى را تقويت مىكنند ، سردى مزاج پيش مىآيد . اگر ماده تخليهشدهى واجد مزاج معتدل مانند خون ، يا مزاج گرم بيش از اندازه مانند صفرا بر بدن چيره شود و حرارت بيش از اعتدال به تن عارض گردد ، بر اثر اين گرمى هميشه خشكى روىآور مىشود . ممكن است بجاى خشكى رطوبت روى آورد . چنان كه در مبحث عوارض ناشى از گرمى ياد كرديم ، اين حالت در صورتى پيش مىآيد كه مادهى تخليهاى واجد مزاج معتدل ، خلط خشكىبخش باشد و يا اينكه حرارت غريزى از هضم كامل غذا ناتوان و درمانده باشد و بلغم افزايش يافته باشد . ليكن چنين رطوبتى نه رطوبت غريزى است و نه براى مزاج غريزى سودى دارد ، همچنانكه آن حرارت نيز غريزى نيست . بلكه هر تخليه زياده از حد سردى و خشكى را براى گوهر اندامها و غريزه آنها به ارمغان مىفرستد و يا اينكه برخى از اندامها به گرمى بيگانه و رطوبت ناپسنديده نايل مىآيند . تخليهء زياد و مفرط بيمارى سده را كه در جزو بيماريهاى اولى ذكر كرديم در پى دارد ، چه در اين حالت رگها بسيار مىخشكند و بند مىآيند و ممكن است منتهى به بيمارى تشنج و كزاز ( بيمارى كه بر اثر آن لرزه بر اندامها مىافتد ) گردد . اگر ماندگارى مادهى قابل « باقى ماندن » و تخليهء ماده سزاوار « بيرون ريختن »